مجله آشپزی شکمو

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان فزا

دعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنا

با چهره‌ای چون زعفران با چشم تر آید گوا

غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند

که داد ده ما را ز غم کو گشت در ظلم اژدها

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست مطلب مرتبط آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

غم را بدرانی شکم با دورباش زیر و بم

تا غلغل افتد در عدم از عدل تو ای خوش صدا

ساقی تو ما را یاد کن صد خیک را پرباد کن

ارواح را فرهاد کن در عشق آن شیرین لقا

چون تو سرافیل دلی زنده کن آب و گلی

دردم ز راه مقبلی در گوش ما نفخه خدا

ما همچو خرمن ریخته گندم به کاه آمیخته

هین از نسیم باد جان که را ز گندم کن جدا

تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

تا گل به سوی گل رود تا دل برآید بر سما

این دانه‌های نازنین محبوس مانده در زمین

در گوش یک باران خوش موقوف یک باد صبا

تا کار جان چون زر شود با دلبران هم‌بر شود

پا بود اکنون سر شود که بود اکنون کهربا

خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی

سری که نفکندست کس در گوش اخوان صفا


مولانا-دیوان شمس-ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مصباح ترمز   |   خرید آنتی ویروس   |   وکیل حقوقی   |   بلاگسازان   |   خرید کتراک   |   لینک پرومکس   |   خرید گونی   |   آزمون نظام مهندسی   |   مجله آشپزی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده