خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ماانا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان مناین جان سرگردان من از گردش این آسیاای ساربان با قافله م...

نظر ۰ بازدید ۲۳
تو جان جان افزاستی

تو جان جان افزاستی

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلاجان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحباسمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدایک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر هل اتیای نادره مهمان ما ...

نظر ۰ بازدید ۲۵
اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا

اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا بیا

ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیاای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیااز هجر روزم قیر شد دل چون کمان بد تیر شدیعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیاای موسی عمران که در سین...

نظر ۰ بازدید ۶۶
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

ما را ز خیال تو چه پروای شراب استخم گو سر خود گیر که خمخانه خراب استگر خمر بهشت است بریزید که بی دوستهر شربت عذبم که دهی عین عذاب استافسوس که شد دلبر و در دیده گریانتحر...

نظر ۰ بازدید ۳۲
دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست

دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درستکه مونس دم صبحم دعای دولت توستسرشک من که ز طوفان نوح دست بردز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شستبکن معامله‌ای وین دل شکسته بخرکه با شکستگی...

نظر ۰ بازدید ۴۹
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دستمست از می و میخواران از نرگس مستش مستدر نعل سمند او شکل مه نو پیداوز قد بلند او بالای صنوبر پستآخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیستوز ...

نظر ۰ بازدید ۳۳
خنده جام می و زلف گره گیر نگار

خنده جام می و زلف گره گیر نگار

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دستنرگسش عربده جوی و لبش افسوس کناننیم شب دوش به بالین من آمد بنشستسر فرا گوش من آورد به آواز حزینگ...

نظر ۰ بازدید ۵۶
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مستصلای سرخوشی ای صوفیان باده پرستاساس توبه که در محکمی چو سنگ نمودببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکستبیار باده که در بارگاه استغناچه پاسب...

نظر ۰ بازدید ۵۴
به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستکه به پیمانه کشی شهره شدم روز الستمن همان دم که وضو ساختم از چشمه عشقچارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هستمی بده تا دهمت آگهی از سر قضاکه...

نظر ۰ بازدید ۴۱
ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش راباخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش راتشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق رابر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش رابا روی همچون ماه خود...

نظر ۰ بازدید ۴۴
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشناگر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شودمرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هواما رخ ز شکر افرو...

نظر ۰ بازدید ۴۰
ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ماکای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جداای گل ز اصل شکری تو با شکر لایقتریشکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شیرینتر وفارخ بر رخ شکر بنه ...

نظر ۰ بازدید ۴۱
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ماای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ‌هاای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرسای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجاای فتنه روم و حبش حیر...

نظر ۰ بازدید ۴۳
تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نواهین زهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان فزادعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنابا چهره‌ای چون زعفران با چشم تر آید گواغم جمله را نالان ک...

نظر ۰ بازدید ۵۵
تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را

تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفامهمان صاحب دولتم که دولتش پاینده بابر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شداستیزه رو گر نیستی او از کجا شیر از کجابنگر که از شمشیر...

نظر ۰ بازدید ۴۲
مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند

مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند

کاروان می‌رود و بار سفر می‌بندندتا دگربار که بیند که به ما پیوندندخیلتاشان جفاکار و محبان ملولخیمه را همچو دل از صحبت ما برکندندآن همه عشوه که در پیش نهادند و غرورع...

نظر ۰ بازدید ۴۷
تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند

تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند

آخر ای سنگدل سیم زنخدان تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چندخار در پای گل از دور به حسرت دیدنتشنه بازآمدن از چشمه حیوان تا چندگوش در گفتن شیرین تو واله تا کیچشم د...

نظر ۰ بازدید ۶۳
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران به عیش بنشستندحریف مجلس ما خود همیشه دل می‌بردعلی الخصوص که پیرایه‌ای بر او بستندکسان که در رمضان چنگ می‌شکستند...

نظر ۰ بازدید ۵۰
کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اندکآرام جان و انس دل و نور دیده‌اندلطف آیتی‌ست در حق اینان و کبر و نازپیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اندآید هنوزشان ز لب لعل بوی شیرشیری...

نظر ۰ بازدید ۴۲
زندگانی چیست مردن پیش دوست

زندگانی چیست مردن پیش دوست

گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اندبلبلان را در سماع آورده‌اندساقیان لاابالی در طوافهوش میخواران مجلس برده‌اندجرعه‌ای خوردیم و کار از دست رفتتا چه بی هوشانه در می کرده...

نظر ۰ بازدید ۵۶
عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اندمن خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اندپیش از این گویند کز عشقت پریشانست حالگر بگفتندی که مجموعم پریشان گفته‌اندپرده بر عیب...

نظر ۰ بازدید ۴۴
خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماستنسیم موی تو پیوند جان آگه ماستبه رغم مدعیانی که منع عشق کنندجمال چهره تو حجت موجه ماستببین که سیب زنخدان تو چه می‌گویدهزار یوسف مصری ف...

نظر ۰ بازدید ۷۰
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاستسخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاستسرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آیدتبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماستدر اندرون من خسته دل ندانم کیس...

نظر ۰ بازدید ۵۰
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستگفت با ما منشین کز تو سلامت برخاستکه شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشستکه نه در آخر صحبت به ندامت برخاستشمع اگر زان لب خندان به زبان ل...

نظر ۰ بازدید ۵۴




۱۲۳۴۵
 ... 
۸




ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
ساخت وبلاگساخت وبلاگ حرفه ای رایگان
ساخت وبلاگ ساخت وبلاگ رایگان