فروش مودم فیبر نوری


» خدا را گر چه عبرت‌هاست بسیار ...

خدا را گر چه عبرت‌هاست بسیار ...

زمین بوسید شاپور سخندان

که دایم باد خسرو شاد و خندان

به چشم نیک بینادش نکوخواه

مبادا چشم بد را سوی او راه

چو بر شاه آفرین کرد آن هنرمند

جوابش داد کی گیتی خداوند

طرز پخت برنج باسماتی با میوه‌های خشک مطلب مرتبط طرز پخت برنج باسماتی با میوه‌های خشک

چو من نقش قلم را در کشم رنگ

کشد مانی قلم در نقش ارژنگ

بجنبد شخص کو را من کنم سر

بپرد مرغ کو را من کنم پر

مدار از هیچ گونه گرد بر دل

که باشد گرد بر دل درد بر دل

به چاره کردن کار آن چنانم

که هر بیچارگی را چاره دانم

تو خوشدل باش و جز شادی میندیش

که من یک دل گرفتم کار در پیش

نگیرم در شدن یک لحظه آرام

ز گوران تک ز مرغان پر کنم وام

نخسبم تا نخسبانم سرت را

نیایم تا نیارم دلبرت را

چو آتش گرز آهن سازد ایوان

چو گوهر گر شود در سنگ پنهان

برونش آرم به نیروی و به نیرنگ

چو آتش ز آهن و چون گوهر از سنگ

گهی با گل گهی با خار سازم

ببینم کار و پس با کار سازم

اگر دولت بود کارم به دستش

چو دولت خود کنم خسرو پرستش

و گر دانم که عاجز گشتم از کار

کنم باری شهنشه را خبر دار

سخن چون گفته شد گوینده برخاست

بسیج راه کرد از هر دری راست

برنده ره بیابان در بیابان

به کوهستان ارمن شد شتابان

که آن خوبان چو انبوه آمدندی

به تابستان در آن کوه آمدندی

چو شاپور آمد آنجا سبزه نو بود

ریاحین را شقایق پیش رو بود

گرفته سنگهای لاجوردی

ز کسوت‌های گل سرخی و زردی

کشیده بر سر هر کوهساری

زمرد گون بساطی مرغزاری

طرز تهیه سوپ خامه‌ای بروکلی و سیب‌زمینی؛ ساده، مقوی و فوق‌العاده خوشمزه مطلب مرتبط طرز تهیه سوپ خامه‌ای بروکلی و سیب‌زمینی؛ ساده، مقوی و فوق‌العاده خوشمزه

ز جرم کوه تا میدان بغرا

کشیده خط گل طغرا به طغرا

در آن محراب کو رکن عراق است

کمربند ستون انشراق است

ز خارا بود دیری سال کرده

کشیشیانی بدو در سالخورده

فرود آمد بدان دیر کهن سال

بر آن آیین که باشد رسم ابدال

سخن‌پیمای فرهنگی چنین گفت

به وقت آنکه درهای دری سفت

که زیر دامن این دیر غاریست

در و سنگی سیه گوئی سواری است

ز دشت رم گله در هر قرانی

به گشتن آید تکاور مادیانی

ز صد فرسنگی آید بر در غار

در او سنبد چو در سوراخ خود مار

بدان سنگ سیه رغبت نماید

به رغبت خویشتن بر سنگ ساید

به فرمان خدا زو گشن گیرد

خدا گفتی شگفتی دل پذیرد

هران کره کزان تخمش بود بار

ز دوران تک برد وز باد رفتار

چنین گوید همیدون مرد فرهنگ

که شبدیز آمدست از نسل آن سنگ

کنون زان دیر اگر سنگی بجوئی

نیابی گردبادش برد گوئی

وزان کرسی که خوانند انشراقش

سری بینی فتاده زیر ساقش

به ماتم داری آن کوه گل رنگ

سیه جامه نشسته یک جهان سنگ

به خشمی کامده بر سنگلاخش

شکوفه‌وار کرده شاخ شاخش

فلک گوئی شد از فریاد او مست

به سنگستان او در شیشه بشکست

خدا را گر چه عبرت‌هاست بسیار

قیامت را بس این عبرت نمودار

چو اندر چار صد سال از کم و بیش

رسد کوهی چنان را این چنین پیش

تو بر لختی کلوخ آب خورده

چرائی تکیه جاوید کرده

نظامی زین نمط در داستان پیچ

که از تو نشنوند این داستان هیچ

نظامی


امیدوارم از این محتوا استفاده برده باشید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مشاور ایرانی در لندن   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید کتراک   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   بلاگسازان   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   وکیل حقوقی   |   خرید گونی   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   لیبل رایگان   |   مجله آشپزی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ ابزار آلات و رنگ های شمع سازی ابزار آلات و رنگ های شمع سازی مشاهده