فلک چون کار سازیها نماید، نخست از پرده بازیها نماید
فلک چون کار سازیها نمایدنخست از پرده بازیها نمایدبه دهقانی چو گنجی داد خواهدنخست از رنجبُردش یاد خواهداگر خار و خسک در ره نمانَدگل و شمشاد را قیمت که داند؟ببا...
فلک چون کار سازیها نمایدنخست از پرده بازیها نمایدبه دهقانی چو گنجی داد خواهدنخست از رنجبُردش یاد خواهداگر خار و خسک در ره نمانَدگل و شمشاد را قیمت که داند؟ببا...
چو برزد بامدادان خازن چینبه دُرج گوهرین بر قفل زرینبرون آمد ز دُرج آن نقش چینیشدن را کرده با خود نقش بینیبتان چین به خدمت سر نهادندبسان سرو بر پای ایستادندچو شیرین دی...
زمین بوسید شاپور سخندانکه دایم باد خسرو شاد و خندانبه چشم نیک بینادش نکوخواهمبادا چشم بد را سوی او راهچو بر شاه آفرین کرد آن هنرمندجوابش داد کی گیتی خداوندچو من نقش ق...
زاری کردن فرهاد از عشق شیرینچو دل در مهر شیرین بست فرهادبرآورد از وجودش عشق فریادبه سختی میگذشتش روزگارینمیآمد ز دستش هیچ کارینه صبر آنکه دارد برک دورینه برک آنک...
مراکز عشق به ناید شعاریمبادا تا زیم جز عشق کاریفلک جز عشق محرابی نداردجهان بیخاک عشق آبی نداردغلام عشق شو کاندیشه این استهمه صاحب دلان را پیشه این استجهان عشقست و د...
آموزش تصویری حرکات بدنسازی
مشاهده