۶ سال پیش
» نیک و بد و رنج و راحت از دوست نکوست
گویند رها کنش که یاری بدخوست
خوبیش نیرزد به درشتی که دروست
بالله بگذارید میان من و دوست
نیک و بد و رنج و راحت از دوست نکوست
شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست
وین جان به لب رسیده در بند تو نیست
گر تو دگری به جای من بگزینی
من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست
سعدی


شعر و غزل-اشعار ناب فارسی
مطلب مرتبط
طرز تهیه کیک سیب کمکربوهیدرات (بدون شکر)