مجله آشپزی شکمو


» حال سعدی تو ندانی که تو را دردی نیست

حال سعدی تو ندانی که تو را دردی نیست

شاید این طلعت میمون که به فالش دارند

در دل اندیشه و در دیده خیالش دارند

که در آفاق چنین روی دگر نتوان دید

یا مگر آینه در پیش جمالش دارند

عجب از دام غمش گر بجهد مرغ دلی

این همه میل که با دانه خالش دارند

نازنینی که سر اندر قدمش باید باخت

نه حریفی که توقع به وصالش دارند

غالب آنست که مرغی چو به دامی افتاد

تا به جایی نرود بی پر و بالش دارند

عشق لیلی نه به اندازه هر مجنونیست

مگر آنان که سر ناز و دلالش دارند

دوستی با تو حرامست که چشمان کشت

خون عشاق بریزند و حلالش دارند

خرما دور وصالی و خوشا درد دلی

که به معشوق توان گفت و مجالش دارند

حال سعدی تو ندانی که تو را دردی نیست

دردمندان خبر از صورت حالش دارند


سعدی

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مجله آشپزی   |   آزمون نظام مهندسی   |   لینک پرومکس   |   وکیل حقوقی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید آنتی ویروس   |   مصباح ترمز   |   بلاگسازان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید کتراک   |   خرید گونی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده