هاتفی از گوشه ی میخانه دوش
شعر "هاتفی از گوشه ی میخانه دوش"هاتفی از گوشه ی میخانه دوشگفت ببخشند گنه، مِی بنوشلطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویشمژدهٔ رحمت برساند سروشاین خِرَدِ خام به میخانه بَرتا مِی...
شعر "هاتفی از گوشه ی میخانه دوش"هاتفی از گوشه ی میخانه دوشگفت ببخشند گنه، مِی بنوشلطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویشمژدهٔ رحمت برساند سروشاین خِرَدِ خام به میخانه بَرتا مِی...
شعر "نهانخانه اسرار" از امام خمینیبر در ميكده از روى نيــــاز آمده امپيش اصحاب طريقت، به نماز آمده اماز نهانخانه اسرار، ندارم خبرىبه در پير مغان صاحب راز آمده ام...
شعر "ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی" + آهنگ علیرضا افتخاریای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآییدایم گل این بستان شاداب نمیمانددریاب ضع...
شعر "ای همه هستی ز تو پیدا شده + آهنگ محمد اصفهانیای همه هستی زتو پیدا شدهخاک ضعیف از تو توانا شدهزیرنشین عَلَمَت کایناتما بتو قائم چو تو قائم بذاتهستی تو صورت پیوند ن...
شعر عارفانه سنایی درباره خداملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که توام راهنمایی همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویمهمه توحید تو گویم که به توحید س...
شعر عارفانه مولانا درباره خداعارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویشخون انگوری نخورده باده شان هم خون خویشهر کسی اندر جهان مجنون لیلایی شدندعارفان لیلای خویش و دم به...
شعر میان باغ گل سرخ، های و هو دارد مولانامیانِ باغ گلِ سرخ، های و هو داردکه بو کنید دهان مرا چه بو دارد! به باغ خود همه مستند، لیک نی چون گلکه هر یکی به قدح خورد و او س...
خروشِعقلجان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکندعقل خــــــروش میکند بیتو به سر نمیشودمولاناسعید نقاشیان
جانی و جهانی و جهان با تو خوش استور زخم زنی زخم سنان با تو خوش استخود معدن کیمیاست خاک از کف توهرچند که ناخوشست آن با تو خوش است مولانا ، دیوان شمسخوشنویس علایی راد
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کندکز نیستان تا مرا ببریده اند از نَفیرم مرد و زن نالیده اندسینه خواهم شَرحه شَرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاقهر ک...
کجا شد عهد و پیمانی که میکردی؟ نمیگویی؟کسی را کاو به جان و دل تو را جویَد، نمیجویی؟دلافکاری که رویِ خود به خونِ دیده میشویَدچرا از وی نمیداری، دو دستِ خود ن...
آن مسلمان ترک ابله کرد و تفتزیر لب لاحول گویان باز رفتگفت چون از جد و بندم وز جدالدر دل او پیش میزاید خیالپس ره پند و نصیحت بسته شدامر اعرض عنهم پیوسته شدچون دوایت می...
عاقلی بر اسپ میآمد سواردر دهان خفتهای میرفت مارآن سوار آن را بدید و میشتافتتا رماند مار را فرصت نیافتچونک از عقلش فراوان بد مددچند دبوسی قوی بر خفته زدبرد او ر...
گل در بر و می در کف و معشوق به کام استسلطان جهانم به چنین روز غلام استگو شمع میارید در این جمع که امشبدر مجلس ما ماه رخ دوست تمام استدر مذهب ما باده حلال است ولیکنبی روی...
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابهای تا خود که داند آشناگر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شودمرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هواما رخ ز شکر افرو...
با وکیل قاضی ادراکمنداهل زندان در شکایت آمدندکه سلام ما به قاضی بر کنونبازگو آزار ما زین مرد دونکندرین زندان بماند او مستمریاوهتاز و طبلخوارست و مضرچون مگس حاض...
بود شخصی مفلسی بی خان و مانمانده در زندان و بند بی امانلقمهٔ زندانیان خوردی گزافبر دل خلق از طمع چون کوه قافزهره نه کس را که لقمهٔ نان خوردزانک آن لقمهربا گاوش بردهر...
آن غلامک را چو دید اهل ذکاآن دگر را کرد اشارت که بیاکاف رحمت گفتمش تصغیر نیستجد گود فرزندکم تحقیر نیستچون بیامد آن دوم در پیش شاهبود او گندهدهان دندان سیاهگرچه شه ن...
پادشاهی دو غلام ارزان خریدبا یکی زان دو سخن گفت و شنیدیافتش زیرکدل و شیرین جواباز لب شکر چه زاید شکرآبآدمی مخفیست در زیر زباناین زبان پردهست بر درگاه جانچونک بادی...
صوفیی در خانقاه از ره رسیدمرکب خود برد و در آخر کشیدآبکش داد و علف از دست خویشنه چنان صوفی که ما گفتیم پیشاحتیاطش کرد از سهو و خباطچون قضا آید چه سودست احتیاطصوفیان تق...
زاهدی را گفت یاری در عملکم گری تا چشم را ناید خللگفت زاهد از دو بیرون نیست حالچشم بیند یا نبیند آن جمالگر ببیند نور حق خود چه غمستدر وصال حق دو دیده چه کمستور نخواهد دی...
بود شیخی دایما او وامداراز جوامردی که بود آن نامدارده هزاران وام کردی از مهانخرج کردی بر فقیران جهانهم بوام او خانقاهی ساختهجان و مال و خانقه در باختهوام او را حق ز ه...
دین نه آن بازیست کو از شه گریختسوی آن کمپیر کو می آرد بیختتا که تتماجی پزد اولاد رادید آن باز خوش خوشزاد راپایکش بست و پرش کوتاه کردناخنش ببرید و قوتش کاه کردگفت ناا...
چونک صوفی بر نشست و شد روانرو در افتادن گرفت او هر زمانهر زمانش خلق بر میداشتندجمله رنجورش همیپنداشتندآن یکی گوشش همیپیچید سختوان دگر در زیر کامش جست لختوان دگر...
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده