مجله آشپزی شکمو

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را؟

چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را؟


زمستان، پوستین افزود بر تن، کدخدایان را

ولیکن پوست خواهد کَند ما یک لا قبایان را...

سکوت می‌کنم و عشق در دلم جاری‌ست، که این شگفت‌ترین نوع خویشتن‌ داری‌‌ست مطلب مرتبط سکوت می‌کنم و عشق در دلم جاری‌ست، که این شگفت‌ترین نوع خویشتن‌ داری‌‌ست


رهِ ماتمسرای ما ندانم از که می پرسد؟

زمستانی که نشناسد در دولتسرایان را


به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید

که لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان را


به کاخِ ظلم، باران هم که آید، سر فرود آرد

ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را


طبیب بی مروت کی به بالین فقیر آید؟

که کس در بند درمان نیست درد بی دوایان را!


به تلخی جان سپردن در صفای اشکِ خود، بهتر

که حاجت بردن -ای آزاده مرد- این بی صفایان را


به هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشود

کجا بستند یا رب دست آن مشکل گشایان را؟

طرز تهیه دسر تابستانی با هلو کبابی مطلب مرتبط طرز تهیه دسر تابستانی با هلو کبابی


نقاب آشنا بستند، کز بیگانگان رَستیم

چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را…


به هر فرمانِ آتش، عالمی در خاک و خون غلطید

خدا ویران گذارد کاخ این فرمانروایان را


به کام مُحتَکِر* روزیِ مردم دیدم و گفتم

که روزی سفره خواهد شد شکم، این اژدهایان را


به عزّت چون نبخشیدی به ذلّت می ستانندت…

چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را؟


شهریار



تگ ها :   شهریار زمستان
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خرید آنتی ویروس   |   آزمون نظام مهندسی   |   لینک پرومکس   |   خرید کتراک   |   وکیل حقوقی   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   بلاگسازان   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده