هستی ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
با خبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من راز نگهدارترم...
گرچه آزردی ام ای دوست، محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم
راه بر گریه ی من بسته غرورم، ای عشق
کاش با تیغ تو بر خاک بیفتد سپرم
من که یک عمر به حقم نرسیدم ای دوست
باشد! از خیر رسیدن به تو هم میگذرم...
احسان انصاری
جهت ورود به اینستاگرام من اینجا را کلیک کنید
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده