فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو
فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگوفرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگوهمخرقهٔ روح را بیگانه مگودریای محیط را تو پیمانه مگواو داند نام خود تو افسانه مگوگر جمله برفتند نگارا تو مروا...
فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگوفرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگوهمخرقهٔ روح را بیگانه مگودریای محیط را تو پیمانه مگواو داند نام خود تو افسانه مگوگر جمله برفتند نگارا تو مروا...
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتهاای آتشی افروخته در بیشه اندیشههاامروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدیبر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خداخورشید را حاجب تویی اومید را ...
عبور کردم از این عشق و عاشقان دانندکه در طریقت ما رد شدن گذشتن نیستنوید کلانکی***حافظ شیرازی چه زیبا میگوید :منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالودهام به بد...
تدبیر کند بنده و تقدیر نداندتدبیر به تقدیر خداوند نماندبنده چو بیندیشد پیداست چه بیندحیله بکند لیک خدایی نتواندگامی دو چنان آید کو راست نهادستوان گاه که داند که کجا...
مرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمیغمت مباد و گزندت مباد و درد مبادکه مونس دل و آرام جان و دفع غمیهزار تندی و سختی بکن که سهل بودجفای مثل تو بر...
هله نومید نباشیهله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخوانددر اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر تو را او به سر صدر نشاندو اگر بر تو ببند...
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیستشب فراق تو هر شب که هست یلداییستخلاص بخش خدایا همه اسیران رامگر کسی که اسیر کمند زیباییستحکیم بین که برآورد سر به شیداییحکیم را که دل ...
"یلدا " یعنی یادمان باشد، زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت . بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کردبی سرو قدان میل تماشا نتوان کردکام دلم ...
گویند رها کنش که یاری بدخوستخوبیش نیرزد به درشتی که دروستبالله بگذارید میان من و دوستنیک و بد و رنج و راحت از دوست نکوستشب نیست که چشمم آرزومند تو نیستوین جان به لب رس...
سرود آبشارمگر چشمان ساقی بشکند امشب خمارم رامگر شوید شراب لطف او از دل غبارم رابهشت عشق من در برگ ریز یادها گم شدمگر از جام می گیرم سراغ چشم یارم رابه گوشش بانگ شعر و ا...
ماهی فارغ ز چارده میبینمبیچشم بسوی ماه ره میبینمگفتی که از او همه جهان آب شده استآوخ که در این آب چه مه میبینیممائیم که از بادهٔ بیجام خوشیمهر صبح منوریم و هر ...
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلیزنهار بد مکن که نکردست عاقلیاین پنج روزه مهلت ایام آدمیآزار مرمان نکند جز مغفلیباری نظر به خاک عزیزان رفته کنتا مجمل وجود ببینی مفصلیب...
تو که یک روز پراکنده نبودهست دلتصورت حال پراکنده دلان کی دانینفسی بنده نوازی کن و بنشین ار چندآتشی نیست که او را به دمی بنشانیسخن زنده دلان گوش کن از کشته خویشچون دل...
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جا...
چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشواز حسن خلق رتبه همت زیاده نیستدست و دل گشاده چو روی گشاده نیستفیض فتادگان بود از ایستاده بیشسنگ نشان به راهنمایی چو جاده نیستچون وا نم...
سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم تو راهر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم تو را.عمرها شد تا کمندِ آه را چین می کنمبر امید آن که روزی در کمند آرم تو را.از لطافت گر چه ممکن نیست ...
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانیدودم به سر برآمد زین آتش نهانیای بر در سرایت غوغای عشقبازانهمچون بر آب شیرین آشوب کاروانیتو فارغی و عشقت بازیچه مینمایدتا خرمنت نسو...
چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟چه شد که ناگه اگر بگذری، نظر نکنی؟.رسيد جان به لبم، چون زيمَ اگر نرسی؟هلاک يک نظرم، چون کنم اگر نکنی؟.چو ماه عيد، به سالی اگر شوی طالعرَو...
چه خوش بودی دلا، گر روی او هرگز نمی دیدی…جفاهای چنین از خوی او هرگز نمی دیدی.سخن هایی که در حق تو سر زد از رقیب منگرت می بود دردی سوی او هرگز نمی دیدی….بدین بد حالی افک...
سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم !فخر رازیجهت ورود به اینستاگرام من اینجا را کلیک کنید» فال حافظ
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا رابده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا رافغان کاین لولیان شوخ ش...
در وصل تو پیوسته به گلشن بودمدر هجر تو با ناله و شیون بودمگفتم به دعا که چشم بد دور ز توای دوست مگر چشم بدت من بودم
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده