۳ سال پیش
» از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی با چون منی به غیر محبت روا نبود
شعر "یاد آن که جز به روی منش دیده وا نبود" از شهریار
یاد آن که جز به روی منش دیده وا نبود
وان سست عهد جز سری از ما سوا نبود
امروز در میانه کدورت نهاده پای
آن روز در میان من و دوست جا نبود
کس دل نمیدهد به حبیبی که بیوفاست
اول حبیب من به خدا بیوفا نبود
دل با امید وصل به جان خواست درد عشق
آن روز درد عشق چنین بیدوا نبود
تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت
غم با دل رمیده ما آشنا نبود
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی
با چون منی به غیر محبت روا نبود
گر نای دل نبود و دم آه سرد ما
بازار شوق و گرمی شور و نوا نبود
سوزی نداشت شعر دلانگیز شهریار
گر همره ترانه ساز صبا نبود


اشعار عاشقانه-گزیده اشعار عاشقانه
مطلب مرتبط
طرز تهیه دسر تابستانی با هلو کبابی