آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
شعر "آنک بیباده کند جان مرا مست" از مولاناآنک بیباده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاستو آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگندِ من و تو...
شعر "آنک بیباده کند جان مرا مست" از مولاناآنک بیباده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاستو آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگندِ من و تو...
آزاد شوعشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال هاشد آخر آن عشق خدا، می کرد بر یوسف قَفا مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۷در ابتدا زلیخا به عنوان من ذهنی عاشقِ من ذهنی یوسف شده بو...
شعر "عشق ما را پی کاری به جهان آورده است" از صائبچه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟بوی مشکیم، محال است که رسوا نشویمعشق ما را پی کاری به جهان آورده استادب این است که مش...
دعا کردم دلت آرام باشدجهانت روشن و خوش نام باشدبه راهت عشق باشد، نور باشدبه هر سو،بنگری سایه ای آرام باشدنبینی، درد و رنج ناگهانیهمیشه قسمتت، لبخند باشد
شعر "هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی" از جامیهر لحظه جمال خود نوع دگر آراییشور دگر انگیزی شوق دگر افزاییعقل از تو چه دریابد تا وصف تو اندیشددر عقل نمی گنجی در وصف نمی آی...
آهنگ دردانه همایون شجریانای همه مستی من ز می نگه تو، ای نگه تو زده شرری بر جانممرو از بر من که صنم دگری جز تو نمیدانمدر بر من بنشین گله مکن و بیا که عطش تو به دل من آتش ز...
شعر "عشق برای عاشقان محو سزای نفس ما" از سعدینشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهیسروِ بلندِ بُستان، با این همه لطافتهر روزش از گر...
شعر "خط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جدا" از صائب تبریزیخط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟سبزهٔ خط، لعل سیراب تو را بی آب کردآ...
شعر "مرحبا ای نسیم عنبر بوی" از سعدیمرحبا ای نسیم عنبر بویخبری زآن به خشم رفته بگویدلبر سست مهر سخت کمانصاحب دوست روی دشمن خویگو دگر گر هلاک من خواهیبی گناهم بکش بهانه...
شعر "سرو سیمینا به صحرا میروی" از سعدیسرو سیمینا به صحرا میروینیک بدعهدی که بی ما میرویکس بدین شوخی و رعنایی نرفتخود چنینی یا به عمدا میرویروی پنهان دارد از مرد...
شعر "خط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جدا" از صائب تبریزیخط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟سبزهٔ خط، لعل سیراب تو را بی آب کردآ...
شعر "شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدا" از صائب تبریزیشد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جدانقش هستی را به آسانی ز دل نتوان زدودبی گداز ا...
شعر "جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدا" از صائب تبریزیجان روشندل ز جسم مختصر باشد جدادر صدف از راه غلطانی گهر باشد جدااز فشردن غوطه در دریای وحدت میزندگرچه از هم بند بن...
شعر "نغمه آرام از من دیوانه میسازد جدا" از صائب تبریزینغمه آرام از من دیوانه میسازد جداخواب را از دیده این افسانه میسازد جداپردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوستشم...
شعر "آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا" از صائب تبریزیآنچنان کز رفتن گل خار میماند به جااز جوانی حسرت بسیار میماند به جاآهِ افسوس و سرشکِ گرم و داغِ حسرت استآنچه ...
شعر "حیف باشد بر چنان تن پیرهن" از سعدیماهرویا! روی خوب از من متاببیخطا کشتن چه میبینی صوابدوش در خوابم در آغوش آمدیوین نپندارم که بینم جز به خواباز درون سوزناک و چ...
شعر "ما را همه شب نمیبرد خواب" از سعدیما را همه شب نمیبرد خوابای خفتهٔ روزگار دریابدر بادیه تشنگان بمردندوز حله به کوفه میرود آبای سخت کمان سست پیماناین بود وفای ...
شعر "اگر نه مدِّ بسمالله بودی تاجِ عنوانها" از صائب تبریزیاگر نه مدِّ بسمالله بودی تاجِ عنوانهانگشتی تا قیامت نو خط شیرازه دیوانهانه تنها کعبه صحراییست دار...
شعر "اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب" از سعدیاگر تو برفکنی در میان شهر نقابهزار مؤمن مخلص درافکنی به عقابکه را مجال نظر بر جمال میمونتبدین صفت که تو دل میبری ورای حجاب...
شعر "تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا" از مولویتو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سوداتو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریاتو دیدی هیچ نقشی را که از ...
شعر "عشق تو آورد قدح پر ز بلاها" از مولویعشق تو آورد قدح پر ز بلاهاگفتم می مینخورم پیش تو شاهاداد می معرفتش آن شکرستانمست شدم برد مرا تا به کجاهااز طرفی روح امین آمد پ...
شعر "عشق برای عاشقان محو سزای نفس ما" از مولویچون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ماکفر شدهست لاجرم ترک هوای نفس ماچونک به عشق زنده شد قصد غزاش چون کنم ؟غمزه خونی تو شد ...
شعر "ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما" از مولاناای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابهای تا خود که داند آشناگر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود...
شعر "ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما" از مولویای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ماای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغهاای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرسای پاکت...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده