خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


جان


ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا

ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا

ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ماما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ماای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیاتا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ماتا سبزه گردد شوره‌ها ت...

نظر ۰ بازدید ۱۷۴۴
دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدبنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیرا...

نظر ۰ بازدید ۱۳۴۸
آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت

آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت

هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَدهرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَداز دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَتبه جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نروددر ازل بست دلم با سرِ زل...

نظر ۰ بازدید ۶۰۲
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بودرسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بودجان عشاق سپند رخ خود می‌دانستو آتش ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۳۳
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماندمن ار چه در نظر یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماندچو پرده دار به شمشیر می‌زند همه راکسی ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۲۴
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شداز سر پیمان برفت با سر پیمانه شدصوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکستباز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شدشاهد عهد شباب آمده بودش به خوابباز به...

نظر ۰ بازدید ۹۲۳
بر آستان جانان گر سر توان نهادن

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زدشعری بخوان که با او رطل گران توان زدبر آستان جانان گر سر توان نهادنگلبانگ سربلندی بر آسمان توان زدقد خمیده ما سهلت نماید امابر چشم دشم...

نظر ۰ بازدید ۱۳۱۴
از نور تو روشن شود هم این سرا هم آن سرا

از نور تو روشن شود هم این سرا هم آن سرا

هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌هاکاخر چو دردی بر زمین تا چند می‌باشی برآهر کز گران جانان بود چون درد در پایان بودآنگه رود بالای خم کان درد او یابد صفاگل را مجنبان هر ...

نظر ۰ بازدید ۹۷۳
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکردصد لطف چشم داشتم و یک نظر نکردسیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرددر سنگ خاره قطره باران اثر نکردیا رب تو آن جوان دلاور نگاه دارکز تیر آه گوشه...

نظر ۰ بازدید ۴۹۷
دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کردتکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کردآن چه سعی است من اندر طلبت بنمایماین قدر هست که تغییر قضا نتوان کرددامن دوست به صد خون دل افتاد به دس...

نظر ۰ بازدید ۱۰۴۲
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

جان بی جمال جانان میل جهان نداردهر کس که این ندارد حقا که آن نداردبا هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدمیا من خبر ندارم یا او نشان نداردهر شبنمی در این ره صد بحر آتشین استدر...

نظر ۰ بازدید ۷۴۷
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمتجانم بسوختی و به دل دوست دارمتتا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاکباور مکن که دست ز دامن بدارمتمحرابِ ابرویت بنما تا سحرگهیدستِ دعا برآرم و...

نظر ۰ بازدید ۱۳۶۳
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفتور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفتبرق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوختجور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفتدر طریقت رنجش خاطر نباشد می ب...

نظر ۰ بازدید ۶۵۳
فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت

فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت

شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفتفراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفتحدیث هول قیامت که گفت واعظ شهرکنایتیست که از روزگار هجران گفتنشان یار سفرکرده از که پرسم بازکه ه...

نظر ۰ بازدید ۱۲۶۴
تو جان جان افزاستی

تو جان جان افزاستی

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلاجان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحباسمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدایک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر هل اتیای نادره مهمان ما ...

نظر ۰ بازدید ۸۵۴
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مستصلای سرخوشی ای صوفیان باده پرستاساس توبه که در محکمی چو سنگ نمودببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکستبیار باده که در بارگاه استغناچه پاسب...

نظر ۰ بازدید ۱۷۵۴
ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش راباخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش راتشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق رابر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش رابا روی همچون ماه خود...

نظر ۰ بازدید ۱۴۴۴
کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اندکآرام جان و انس دل و نور دیده‌اندلطف آیتی‌ست در حق اینان و کبر و نازپیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اندآید هنوزشان ز لب لعل بوی شیرشیری...

نظر ۰ بازدید ۱۲۷۹
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوختسوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمعدوش ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۴۱
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا

من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا

من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خوار...

نظر ۰ بازدید ۱۶۰۰
گر چه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا

گر چه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا

گر چه جان ما به ظاهر هست از جانان جداموج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدااز جدایی، قطع پیوند خدایی مشکل استگر شود سی پاره، از هم کی شود قرآن جدامی شود بیگانگان را دوری...

نظر ۰ بازدید ۱۳۶۵
ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل

ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل

ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ماما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ماای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیاتا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ماتا سبزه گردد شوره‌ها ت...

نظر ۰ بازدید ۱۲۴۸
نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را

نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را

من از کجا؟ پند از کجا؟ باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خو...

نظر ۰ بازدید ۳۱۳۶
منم ابر و تویی گلبن، كه می خندی چو می گریَم

منم ابر و تویی گلبن، كه می خندی چو می گریَم

خیال انگیز و جان پرور، چو بوی گل، سراپایینداری غیر از این عیبی كه می دانی كه زیباییمن از دلبستگی های تو با آیینه دانستمکه بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی‌!به شمع...

نظر ۰ بازدید ۲۴۱۳




۱۲




میزان بلاگساخت وبلاگ حقوقی
medca360Medical turism in iran
اعداد جفت راز اعداد فرشتگان

  آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   خرید گونی   |   ملی چارتری   |   لیبل رایگان   |   مشاور ایرانی در لندن   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   بلاگسازان   |   وکیل حقوقی   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   مجله آشپزی  


✕ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده