خرم دل آن کس که ز بستان تو آید
خرم دل آن کس که ز بستان تو آیدگل در بغل از گشت گلستان تو آیدما با لب تفسیده ره بادیه رفتیمخوش آنکه ز سرچشمهٔ حیوان تو آیدخوش میگذری غنچه گشای چمن کیستاین باد که از جن...
خرم دل آن کس که ز بستان تو آیدگل در بغل از گشت گلستان تو آیدما با لب تفسیده ره بادیه رفتیمخوش آنکه ز سرچشمهٔ حیوان تو آیدخوش میگذری غنچه گشای چمن کیستاین باد که از جن...
عشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باشچند گه با یار بودی، چند گه بی یار باششوق میگوید که آسان نیست بی او زیستنصبر میگوید که باکی نیست گو دشوار باشوصل خواری بر دهد ای ط...
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآشده نزدیک که هجران تو، مارا بکشدگرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآکردهای عهد که بازآیی و ما را بکشیوقت آن...
چه خوش بودی دلا، گر روی او هرگز نمی دیدی…جفاهای چنین از خوی او هرگز نمی دیدی.سخن هایی که در حق تو سر زد از رقیب منگرت می بود دردی سوی او هرگز نمی دیدی….بدین بد حالی افک...
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده