به راه عشق اگر از پا در افتادم، به سر رفتم
به کویت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتمبه دل امید درمان داشتم، درمانده تر رفتمتو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکینبه راه عشق اگر از پا در افتادم، به سر رفتمنیامد دام...
به کویت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتمبه دل امید درمان داشتم، درمانده تر رفتمتو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکینبه راه عشق اگر از پا در افتادم، به سر رفتمنیامد دام...
زین گونهام که در غمِ غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران، غریب نیستجانم بگیر و صحبت جانانهام ببخشکز جان شکیب هست و، ز "جانان" شکیب نیستگمگشتهی دیار محبت کجا رود...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده