گوهر مخزن اسرار همان است که بود
گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بودعاشقان زمره ارباب امانت باشندلاجرم چشم گهربار همان است که بوداز صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی ز...
گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقه مهر بدان مهر و نشان است که بودعاشقان زمره ارباب امانت باشندلاجرم چشم گهربار همان است که بوداز صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبحبوی ز...
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبودور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبودمن دیوانه چو زلف تو رها میکردمهیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبودیا رب این آینه حسن چه جوهر داردک...
هر که را با خط سبزت سر سودا باشدپای از این دایره بیرون ننهد تا باشدمن چو از خاک لحد لاله صفت برخیزمداغ سودای توام سر سویدا باشدتو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخرکز غمت دی...
دلی که غیب نمای است و جام جم داردز خاتمی که دمی گم شود چه غم داردبه خط و خال گدایان مده خزینه دلبه دست شاهوشی ده که محترم داردنه هر درخت تحمل کند جفای خزانغلام همت سروم ...
آن کس که به دست جام داردسلطانی جم مدام داردآبی که خضر حیات از او یافتدر میکده جو که جام داردسررشته جان به جام بگذارکاین رشته از او نظام داردما و می و زاهدان و تقواتا یا...
همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدحباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتدشبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری...
عکس روی تو چو در آینه جام افتادعارف از خنده می در طمع خام افتادحسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرداین همه نقش در آیینه اوهام افتاداین همه عکس می و نقش نگارین که نمودیک ...
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادستچشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادستدر خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست...
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداختنبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداختبه یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردف...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده