منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم بازچه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نوازنیازمندِ بلا گو رخ از غبار مَشویکه کیمیایِ مراد است، خاکِ کویِ نیازز مشکلاتِ طریقت عِنان مَتا...
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم بازچه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نوازنیازمندِ بلا گو رخ از غبار مَشویکه کیمیایِ مراد است، خاکِ کویِ نیازز مشکلاتِ طریقت عِنان مَتا...
عشق میفرمایدم مستغنی از دیدار باشچند گه با یار بودی، چند گه بی یار باششوق میگوید که آسان نیست بی او زیستنصبر میگوید که باکی نیست گو دشوار باشوصل خواری بر دهد ای ط...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده