دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بوددل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشتباز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بودهم عَفَاالله صبا کز تو ...
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بوددل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشتباز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بودهم عَفَاالله صبا کز تو ...
دوش میآمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دل غمزدهای سوخته بودرسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجامهای بود که بر قامت او دوخته بودجان عشاق سپند رخ خود میدانستو آتش ...
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندباده از جام تجلی صفاتم دادندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیآن شب قدر که ا...
شيفته حلقۀ گوش توامسوخته چشمه نوش توامماهرخ با خط و خال منىدلشده بى تن و توش توامترک منى گوش به من دار از آنکهندوک حلقۀ به گوش توامخانه بياراسته ام چون نگارمنتظر خانه...
پکیج همهکاره زیبایی طب جامع
مشاهده