پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش بادور نه اندیشه این کار فراموشش بادآن که یک جرعه می از دست تواند دادندست با شاهد مقصود در آغوشش بادپیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتآفرین...
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش بادور نه اندیشه این کار فراموشش بادآن که یک جرعه می از دست تواند دادندست با شاهد مقصود در آغوشش بادپیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتآفرین...
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو راست صلاحسواد زلف سیاه تو جاعل الظلماتبیاض روی چو ماه تو فالق الاصباحز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاصاز آن کمان...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده