نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب رامانع از گردش نگردد خار و خس گرداب راتیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زوراز زمین تشنه بیرون شد نباشد آب راجوهر ذاتی است مستغنی ز نور عا...
نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب رامانع از گردش نگردد خار و خس گرداب راتیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زوراز زمین تشنه بیرون شد نباشد آب راجوهر ذاتی است مستغنی ز نور عا...
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده