پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش بادور نه اندیشه این کار فراموشش بادآن که یک جرعه می از دست تواند دادندست با شاهد مقصود در آغوشش بادپیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتآفرین...
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش بادور نه اندیشه این کار فراموشش بادآن که یک جرعه می از دست تواند دادندست با شاهد مقصود در آغوشش بادپیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتآفرین...
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفتآیا چه خطا دید که از راه خطا رفتتا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بینکس واقف ما نیست که از دیده چهها رفتبر شمع نرفت از گذر آتش دل دوشآن دو...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده