من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خوار...
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیاآن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیابر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقاندور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیانانی بده نان خوار...
هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان بادهله پیوسته دل عشق ز تو شادان بادغم پرستی که تو را بیند و شادی نکندهمه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان بادچونک سرزیر شود توبه کند بازآیدنیک...
زین سبب پیغمبر با اجتهادنام خود و آن علی مولا نهادگفت هر کو را منم مولا و دوستابن عم من علی مولای اوستکیست مولا آنکه آزادت کندبند رقیت ز پایت بر کندچون به آزادی نبوت ه...
غزل آخررو سر بنه به بالین تنها مرا رها کنترک من خراب شب گرد مبتلا کنماییم و موج سودا شب تا به روز تنهاخواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کناز من گریز تا تو هم در بلا نیفتیبگ...
چند گریزی ای قَمَر، هر طرفی ز کویِ من؟صیدِ توایم و مُلْکِ تو، گر صَنَمیم و گر شَمَنهر نفَس از کرانهیی، یاد کنی بهانهییهر نفَسی بُرون کَشی از عَدَمی هزار فَنگر چه ک...
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده