گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریبگفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریبخفته بر سنجاب شاهی نازنی...
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریبگفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریبخفته بر سنجاب شاهی نازنی...
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شماعزم دیدار تو دارد جان بر لب آمدهبازگردد یا برآید چیست فرمان شماکس به دور نرگست طرفی نبست از عافیتبه که نفر...
ساقی به نور باده برافروز جام مامطرب بگو که کار جهان شد به کام ماما در پیاله عکس رخ یار دیدهایمای بیخبر ز لذت شرب مدام ماهرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشقثبت است بر...
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
مشاهده