در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان...
در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جاناز گریهٔ خونین مژهام شد مرجانالقصه که: از بیم عذاب هجراندر آتش رشکم دگر از دوزخیان***دیدار به دل فروخت، نفروخت گرانبوسه به روان فروشد ...
در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جاناز گریهٔ خونین مژهام شد مرجانالقصه که: از بیم عذاب هجراندر آتش رشکم دگر از دوزخیان***دیدار به دل فروخت، نفروخت گرانبوسه به روان فروشد ...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده