زاهدی را گفت یاری در عمل
زاهدی را گفت یاری در عملکم گری تا چشم را ناید خللگفت زاهد از دو بیرون نیست حالچشم بیند یا نبیند آن جمالگر ببیند نور حق خود چه غمستدر وصال حق دو دیده چه کمستور نخواهد دی...
زاهدی را گفت یاری در عملکم گری تا چشم را ناید خللگفت زاهد از دو بیرون نیست حالچشم بیند یا نبیند آن جمالگر ببیند نور حق خود چه غمستدر وصال حق دو دیده چه کمستور نخواهد دی...
بود شیخی دایما او وامداراز جوامردی که بود آن نامدارده هزاران وام کردی از مهانخرج کردی بر فقیران جهانهم بوام او خانقاهی ساختهجان و مال و خانقه در باختهوام او را حق ز ه...
دین نه آن بازیست کو از شه گریختسوی آن کمپیر کو می آرد بیختتا که تتماجی پزد اولاد رادید آن باز خوش خوشزاد راپایکش بست و پرش کوتاه کردناخنش ببرید و قوتش کاه کردگفت ناا...
پکیج همهکاره زیبایی طب جامع
مشاهده